محمد مهدى ملايرى
355
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
احتمال دوم يعنى اينكه اين نكتههاى كتاب جاودان خرد را از مآخذ اصلى مسكويه كه استطالة الفهم جاحظ باشد ترجمه كرده باشند با اساستر به نظر مىرسد . از مطالعهء خردنامه برنمىآيد كه مؤلف آن با كتاب مسكويه آشنايى داشته ؛ بلكه عكس آن استنباط مىشود زيرا بسيار بعيد است كه مؤلف كتابى همچون خردنامه كه مجموعهاى از حكمت و ادب است كتاب مسكويه را كه آن هم مجموعهاى پرمايه از همين نوع مطالب است در اختيار داشته باشد و از آن مجموعه تنها به نقل نكتههايى از جاودان خرد اكتفا كرده باشد . و در اين صورت اين احتمال بوجود مىآيد كه شايد تأليف خردنامه مقدم بر تأليف كتاب مسكويه باشد . اينك آن ترجمه : پس از حمد خداوند و ستايش او بدان چه شايسته او است . و پس از درود بر محمد پيامبر او و خاندان پاك و برگزيدهاش : من در جوانى كتابى از ابو عثمان جاحظ خوانده بودم به نام « استطالة الفهم » كه در آن از كتابى به نام « جاويدان خرد » نام برده و در آن كلماتى اندك حكايت كرده بود « 1 » و در بزرگداشت آن بيش از آنچه در نظاير آن معمول است سخن گفته بود . پس من پيوسته در شهرهايى كه مىگشتم با حرص و ولع در جستجوى آن بودم تا اينكه آن را در فارس نزد موبدان موبد يافتم . چون در آن نگريستم همانند آن را در حكمتهاى ايرانيان و هند و عرب و روم زياد يافتم ، هرچند اين كتاب قديمترين آنها ، و از لحاظ زمان مقدم بر همهء آنها است . زيرا اين كتاب وصيت هوشنگ شاه به فرزند و پادشاهان بعد از خويش است ، و اين پادشاه اندكى پس از توفان مىزيسته و از كسانى كه پيش از او بودهاند نه زندگىنامه و نه حكمت و ادبى برجاى مانده كه از آن سودى توان حاصل نمود ازاينرو بر آن شدم كه اين وصيت را چنان كه هست نسخه برگيرم و سپس تمام آن چيزهايى را هم كه از وصايا و آداب چهار ملت ديگر يعنى ايران و
--> ( 1 ) . اين عبارت در متن عربى هم خالى از ابهام نيست .